در «فنا»ی یار

در آمد که: «درویش! این که می گویند به «اف» رفته ایم، همان فنای ماست؟!»

ابرویی بالا انداخت و پاسخ داد: «نه، ولی از آن «اف» هم به «فنا» می توان رسید، گوساله!»

Advertisements

4 پاسخ to “در «فنا»ی یار”

  1. تراموا Says:

    درویش درآمد که «خفه شو ـونی»

  2. logs Says:

    درست است كه شما فنا ميرويد. ولي يك انسان جديد عنقريب از همين عدم بوجود مي آيد

  3. اتاق تمام فلزی Says:

    و درویش فرمود:»حلقت را باز کن تا فرقش را فرو کنم!»

  4. هانی Says:

    يعني اينقدر ف تا مرگ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: