دل را درش را تخته کردن، بد ایده ای هم نیست. یا شاید هم بشود به کل از بیخ کندش و انداختش جلوی سگ.
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.
This entry was posted on ژانویه 15, 2011 at 7:23 ب.ظ. and is filed under قصارات, چه جوری بگم _ه خوردم آخه؟, گه اضافه, استفراغیات, به حرف عمو گوش کن, حلقیات, خویش بر گاه مده, عشق و دیگر کثافات, عشق پشم است و این ها, غار نوشته ها. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
ژانویه 30, 2011 در 10:40 ق.ظ.
سگ هم سگ های سابق ، اینایی که الان هستن بیشتر شبیه کفتارن ، من یه نجار خوب سراغ دارم ؛ یه جوری تخته می کوبه انگار داره شوهر ننه شو تو تابوت میذاره ، خیالت راحت .
مارس 18, 2011 در 9:42 ب.ظ.
واسه همینه دیگه آپ نمیکنی…..انداختیش جلوی سگا …..