واهمه ها – 5

By Necromancy

کسی که می رود، دیگر بر نمی گردد. ممکن است کسی شبیه او بر گردد، ولی او نیست، فقط شبیه اوست. کسی که می رود، حتی اگر بر گردد، یک تکه اش را، یک تکه ی خیلی حیاتی اش را، آن جایی که رفته جا می گذارد. آن کسی که بر می گردد خودش نیست، یکی دیگر است، تازه اگر برگردد.

کسی که می رود، دیگر بر نمی گردد.

9 پاسخ to “واهمه ها – 5”

  1. logs می گوید:

    خدا نیاره اون روزو دشمن نبینه اون سوزو

  2. Mike می گوید:

    Just passing by.Btw, your website have great content!

    _________________________________
    Making Money $150 An Hour

  3. لیلا می گوید:

    راست می گی تازه اگه برگرده.

  4. cutlas می گوید:

    عالی بود

  5. Shine می گوید:

    مدت ها بود که چنین نوشته ای نخوانده بودم ، انقدر زیبا ، واقعی و اوریجینال. دست کشید ته دلم و چشام و خیس کرد…

  6. Holy Killer می گوید:

    محشر بود. همین

  7. حسین جعفریان می گوید:

    دقیقا همینطوره
    یعنی همیشه همینطوره
    وقتی میره وبرمیگیرده
    یک تیکه اش نیست
    نمیدونم چرا
    زیبا بود

  8. najorestan می گوید:

    و رفت تا لب هیچ
    و پشت حوصله ی نورها دراز کشید
    و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها
    برای خوردن یک سیب
    چقدر تنهائیم ،،،

  9. الناز می گوید:

    دقیقا! ولی مساله مهم اینجاس که بر نمیگرده!

يك پاسخ برايش بگذاريد